سلطان محمد ميرزا قاجار
268
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
شبها مجال راحت نمىدهند . از بيستون به صحنه از بيستون الى صحنه شش ساعت [ است ] . دو راه دارد : يكى از دامنه مىگذرد . زمين خشك ، ريگ بوم ، همهجا محل زراعت و آبادى [ و ] نهرها و چشمههاى آب جارى هست . راه ديگر از وسط جلگه مىگذرد . قدرى نزديكتر ولى بهجهت برنجكارى و رودخانه و نهرهاى زياد از جهت آب و گل قدرى سخت مىگذرد . همهجا محل زراعت و آبادى است . رود گاماسا [ ب ] « 18 » كه از رودهاى مشهور و سرچشمهء او از كوهستان نهاوند است همهجا از اين جلگه گذشته مىرود تا با قرهسو يكى شوند . آخر جلگهء چمچمال يك دو ده بسيار باصفايى است . درختهاى بيد و كبوده « 19 » زيادى دارد . [ 172 ب ] در يك ساعتى صحنه نزديك رودخانه در دامنه بر بلندى تلّى ، علامت قلعه از قديم هست كه حال خراب است . اين تل اول صحنه و آخر چمچمال است . صحنه خود صحنه « 20 » ده بزرگ خوبى است ، در دامنهء كوه باغات زياد ، زراعت بسيار [ و ] جمعيت كلى دارد . جاى خوش آبوهوايى است . آبش از همان دامن كوه خودش چشمهء خوبى درآمده ، بهطرف قبله جارى است [ كه ] به آبادى و باغات آنجا مىرود . بعد به زراعت مىبرند . كبك بسيارى دارد . همه قسم ميوه در اين ده هست . مردمش نصيرى « 21 » [ اند ] . زبانشان كردى و تركى [ است ] .
--> ( 18 ) . اينرود از كوههاى الوند سرچشمه گرفته ، پس از پيوستن با قرهسو ، كرمانشاه را مشروب مىكند . در لرستان آن را صيمره مىگويند . ( 19 ) . درخت تبريزى . در برخى از كتب كبوده مرادف با سپيدار نيز ذكر شده است . ( فرهنگ معين ، ج 3 ) . ( 20 ) . بخشى از شهرستان كرمانشاهان ( - باختران فعلى ) ، واقع در شمال غربى آن . ( فرهنگ معين ، اعلام ) . ( 21 ) . نصيرى Nosayri منسوب به نصير كه يكى از فداييان حضرت على ( ع ) بود . ( غياث اللغات ) . اهل حق ، على اللهى . ( آنندراج ) .